پنجشنبه 6 آبان 1389
آیا قیمت برق باید افزایش یابد؟
این روزها کسانی که اخبار اقتصادی و حتا سیاسی ایران را دنبال میکنند بیشتر ذهن مشغولی اشان مبحث هدفمند سازی یارانه ها و یا به عبارتی به تر تحول اقتصادی است. بحثی که ماه هاست جامعه ایرانی را درگیر خود کرده است و اکثر خانوارها را با خود درگیر کرده است.
فارغ از بحث هایی که پیرامون این طرح مطرح میشود و بدور از انتقادات کارشناسانی که باور دارند اجرای این قانون برای اقتصاد مریض ما زود هنگام است و این بیمار را به مرز جان دادن میبرد باید پذیرفت که خوب یا بد این قانون قرار است اجرا شود. قانونی که با زندگی تک تک شهرواندان ایرانی پیوند دارد و بر کیفیت زندگی هر ایرانی تاثیر میگذارد.
یکی از مهمترین تحولاتی که قرار است پس از به اجرا در آمدن این قانون در کشور رخ دهد تغییر قیمت برق است. تحولی که بی شک اثر گذاری شگرفی در زندگی مردم دارد. این تغییر قیمت به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم بر زندگی مردم ایران تاثیر می گذارد زیرا خانوارها علاوه بر متحمل شدن افزایش مبلغ برق مصرفیشان باید فشار تغییر قیمت کالاهایی که در تولیدشان انرژی الکتریسیته نقش اساسی را دارد نیز تحمل کنند.
اما براستی افزایش قیمت برق لازم است؟ و آیا این افزایش موجب کاهش مصرف و بهبود الگوی مصرف خانوارها میشود؟
پاسخ نگارنده به این سوال روشن است : خیر!
متاسفانه ارائه آمار و اطلاعات در زمینه مصرف انرژی در ایران بسیار محدود است. و دولت همواره یکی از دلایل حتمی مصرف بالای! الکتریسیته در ایران را قیمت بسیار پایین نرخ انرژی(بدلیل یارانه های دولت) میداند.
اما آیا براستی مصرف برق خانوار ها در ایران بالا است؟ بنظر میرسد اینگونه نیست. برای نمونه به آمار زیر نگاهی بیندازید :
فارغ از بحث هایی که پیرامون این طرح مطرح میشود و بدور از انتقادات کارشناسانی که باور دارند اجرای این قانون برای اقتصاد مریض ما زود هنگام است و این بیمار را به مرز جان دادن میبرد باید پذیرفت که خوب یا بد این قانون قرار است اجرا شود. قانونی که با زندگی تک تک شهرواندان ایرانی پیوند دارد و بر کیفیت زندگی هر ایرانی تاثیر میگذارد.
یکی از مهمترین تحولاتی که قرار است پس از به اجرا در آمدن این قانون در کشور رخ دهد تغییر قیمت برق است. تحولی که بی شک اثر گذاری شگرفی در زندگی مردم دارد. این تغییر قیمت به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم بر زندگی مردم ایران تاثیر می گذارد زیرا خانوارها علاوه بر متحمل شدن افزایش مبلغ برق مصرفیشان باید فشار تغییر قیمت کالاهایی که در تولیدشان انرژی الکتریسیته نقش اساسی را دارد نیز تحمل کنند.
اما براستی افزایش قیمت برق لازم است؟ و آیا این افزایش موجب کاهش مصرف و بهبود الگوی مصرف خانوارها میشود؟
پاسخ نگارنده به این سوال روشن است : خیر!
متاسفانه ارائه آمار و اطلاعات در زمینه مصرف انرژی در ایران بسیار محدود است. و دولت همواره یکی از دلایل حتمی مصرف بالای! الکتریسیته در ایران را قیمت بسیار پایین نرخ انرژی(بدلیل یارانه های دولت) میداند.
اما آیا براستی مصرف برق خانوار ها در ایران بالا است؟ بنظر میرسد اینگونه نیست. برای نمونه به آمار زیر نگاهی بیندازید :

همانطور که در جدول آماری بالا مشاهده میشود مصرف سرانه بخش خانگی در ایران بسیار کمتر از کشورهایی همچون آمریکا، فرانسه و آلمان دارد و اندکی بالاتر از کشور های در حال توسعه ترکیه و برزیل است.
پس این حرف که مصرف برق در ایران سرسام آور است سخن گذافی بیش نیست اما این حرف که مصرف برق در ایران در مقایسه با کشورهای در حال توسعه بالاست میتواند سخنی منطقی و بدور از احساسات باشد.
اما آیا این مصرف بالا ناشی از الگوی مصرف غلط ایرانیان است؟ پاسخ به این سوال اگر از روی آمار و اعداد و ارقام باشد شاید مثبت باشد اما اگر نگاهی به کیفیت زندگی ایرانیان و استفاده اغلب مردم ایران زمین از محصولات برقی درجه چندم خارجی و یا محصولات بنجل داخلی باشد میتواند منفی باشد زیرا قشر متوسط و زیر متوسط ایران که بخش عمده جامعه آماری خانوارها را تشکیل میدهند از وسایلی استفاده میکنند که به اصطلاح عامیانه برق زیادی میسوزانند و راندمان پایینی دارند و به همین علت است که مصرف سرانه بعضی از خانوارها با وجود صرفه جویی زیاد همجنان بالا است. زیرا اغلب خانوارها توان مالی عوض کردن یخچال ، فریزر، تلویزیون و دیگر اقلام پرمصرف برقی قدیمی اشان را ندارند و این مساله باعث مصرف زیاد آنها از انرژی الکتریسیته میشود.
پس باید اذعان داشت مصرف برق حتا پس از هدفمندسازی یارانه ها هم تغییر آنچانی ای نخواهد کرد و این افزایش فقط منجر به افزایش هزینه های خانواده های ایرانی اغلب کم در آمد میشود
براستی چاره کار چیست؟ آیا باید بدلیل وضعیت بد معیشتی در ایران دولت تا سالها نفت، این سرمایه ملی را بفروشد و به عنوان سوبسید در بخش های مختلف کشور هزینه نماید؟
بنظر نگارنده چاره کار حداقل در صنعت برق تغییر زیرساخت های تولید برق، بهبود زیرساخت های توزیع برق و در آخر بوجود آوردن رونق اقتصادی در سطح کل کشور که منجر به افزایش کیفیت ملموس زندگی مردم شود؛ است.
و مادامی که این تغییرات بوجود نیاید افزایش قیمت برق تنها به تورم مینجامد.
اما چرا باید زیرساخت های تولید برق تغییر کند؟ جواب این سوال در قیمت تمام شده نفت در ایران نهفته است.
هم اکنون قیمت واقعی و بدون یارانه ای برق در ایران برای هر کیلووات 832 ریال است. و این در حالی است که بخش اعظم تولید برق بر روی نیروگاه های گازی است و این یعنی سوبسید دو مرحله ای دولت به صنعت برق ( مرحله اول، سوبسید به نیروگاه های گاز برای خرید بسیار ارزان گاز و مرحله دوم، سوبسید به مردم برای خرید بسیار ارزان برق )
کارشناسان اعتقاد دارند در صورت آزادسازی نرخ گاز قیمت واقعی برق در ایران بالغ بر 1300 ریال میشود و این در حالی است که نرخ هرکیلووات ساعت برق در بخش خانگی 165 ریال ، در بخش صنعت 206 ریال ، در بخش کشاورز ی 21 ریال ، در بخش خدمات 77 ریال و در بخش تجاری 500 ریال محاسبه می شود !
در نگاه اول هیچ کارشناسی نمیتواند از این یارانه عظیم دولت دفاع کند و هر کارشناس منصفی افزایش نرخ برق را امری اجتناب ناپذیر میداند. حرفی که کاملا درست است اما آیا قیمت تولید شده برق در ایران بالا نیست؟
آیا در مقایسه با کشورهای دیگر راندمان نیروگاه های ما با پایین نیست؟
پاسخ به این سوالها مشخص میسازد که قسمتی از هزینه بالای برق در ایران ناشی از سیستم تولید برق در ایران است که امید است در سالهای آینده گام های مهمی در جهت بهبود آن از سوی دولت برداشته شود.
چرا باید زیرساخت های توزیع برق بهبود یابد؟
متاسفانه صنعت برق ایران با مشکلی بزرگتر از سیستم تولید مواجه است و آن نبود سیستم مناسب توزیع است.
کابل ها و دکل های فرسوده باعث اتلاف حجم گسترده ای از برق در سیستم توزیع میشود . اتلافی که باعث بالارفتن نرخ تمام شده برق میشود. برای نمونه به جدول زیر نگاهی بیندازید :

همانطور که در جدول بالا مشاهده میفرمایید در حالی که مصرف کل برق در ایران و ترکیه نزدیک هم است اما آمار اتلاف برق در ایران بسیار بالاتر از این کشور است و یا در حالی که مصرف کل برق در آلمان حدود سه و نیم برابر مصرف کل ایران است اما آمار اتلاف برق در این کشور از آمار اتلاف برق در ایران بسیار پایین تر است !
پس برای رسید به نرخی مناسب باید سیستم توزیع برق کشور نونوار و پیشرفته شود تا اتلاف کمتری در سیستم را شاهد باشیم
و چرا رونق اقتصادی و افزایش کیفیت زندگی؟ به دو دلیل :
1- رونق اقتصادی باعث افزایش درآمد خانوارها میشود و این افزایش درآمد باعث بهبود کیفیت زندگی میشود. یعنی خانوار ایرانی را قادر میسازد تا اقلام پرمصرف برقی خود را با اقلام به تر، جدید تر و کم مصرف تر جایگزین کند و این یعنی مصرف برق کمتر !
2- رونق اقصادی و به موازات آن افزایش درآمدها باعث میشود تا خانواده ایرانی با توان به تری با معضل بالارفتن نرخ برق برخورد کند و فشار کمتری را تحمل نماید.
باید به این نکته توجه داشت که کشوری همچون آمریکا که قیمت برق آن بطور متوسط 113 تومان برای هر کیلووات است ( قیمت همراه با سود برق و نه قیمت تمام شده برق که از این مبلغ پایین تر است ) درآمد سرانه ای در حدود 45 هزار دلار دارد و این در حالی است که در ایران قیمت واقعی برق 130 تومان (بدون محاسبه سود) است با در آمد سرانه بالغ بر 10 هزار دلار! (آمار ها از اداره اطلاعان انرژی آمریکا) و این یعنی همان حرف عامیانه ای که اکثر مردم میزندند : " در آمد ما به ریال است و هزینه هایمان هم باید به ریال باشد و نه نرخ های جهانی که در آن مردم به دلار درآمد دارند "
پس در نتیجه رونق اقتصادی و به دنبال آن افزایش دستمزد ها یکی از راهکارهای لازم قبل از آزاد شدن نرخ برق میباشد
نتیجه :
اقدام دولت در جهت آزاد سازی نرخ برق اقدامی بسیار منطقی و تایید شده است و هیچ عقل سلیمی بر غیر واقعی بودن قیمت برق صحه نمیگذارد اما آیا برای اصلاح فاصله بین قیمت واقعی و قیمت پرداختی مصرف کننده باید ابتدا از مصرف کننده شروع کرد و یا به تر است ابتدا به سراغ زیرساخت های اقتصاد کشور و صنعت برق برویم تا فشار کمتری به خانوارهای ایرانی وارد شود؟
پس برای رسید به نرخی مناسب باید سیستم توزیع برق کشور نونوار و پیشرفته شود تا اتلاف کمتری در سیستم را شاهد باشیم
و چرا رونق اقتصادی و افزایش کیفیت زندگی؟ به دو دلیل :
1- رونق اقتصادی باعث افزایش درآمد خانوارها میشود و این افزایش درآمد باعث بهبود کیفیت زندگی میشود. یعنی خانوار ایرانی را قادر میسازد تا اقلام پرمصرف برقی خود را با اقلام به تر، جدید تر و کم مصرف تر جایگزین کند و این یعنی مصرف برق کمتر !
2- رونق اقصادی و به موازات آن افزایش درآمدها باعث میشود تا خانواده ایرانی با توان به تری با معضل بالارفتن نرخ برق برخورد کند و فشار کمتری را تحمل نماید.
باید به این نکته توجه داشت که کشوری همچون آمریکا که قیمت برق آن بطور متوسط 113 تومان برای هر کیلووات است ( قیمت همراه با سود برق و نه قیمت تمام شده برق که از این مبلغ پایین تر است ) درآمد سرانه ای در حدود 45 هزار دلار دارد و این در حالی است که در ایران قیمت واقعی برق 130 تومان (بدون محاسبه سود) است با در آمد سرانه بالغ بر 10 هزار دلار! (آمار ها از اداره اطلاعان انرژی آمریکا) و این یعنی همان حرف عامیانه ای که اکثر مردم میزندند : " در آمد ما به ریال است و هزینه هایمان هم باید به ریال باشد و نه نرخ های جهانی که در آن مردم به دلار درآمد دارند "
پس در نتیجه رونق اقتصادی و به دنبال آن افزایش دستمزد ها یکی از راهکارهای لازم قبل از آزاد شدن نرخ برق میباشد
نتیجه :
اقدام دولت در جهت آزاد سازی نرخ برق اقدامی بسیار منطقی و تایید شده است و هیچ عقل سلیمی بر غیر واقعی بودن قیمت برق صحه نمیگذارد اما آیا برای اصلاح فاصله بین قیمت واقعی و قیمت پرداختی مصرف کننده باید ابتدا از مصرف کننده شروع کرد و یا به تر است ابتدا به سراغ زیرساخت های اقتصاد کشور و صنعت برق برویم تا فشار کمتری به خانوارهای ایرانی وارد شود؟
کلمات کلیدی این دست نوشته:
هدفمندسازی ،
یارانه ،
تحول اقتصادی ،
قیمت واقعی برق ،