تبلیغات
دست نوشته های رسول مجیدی
پنجشنبه 21 مرداد 1389

یک سالگی پست شجریان یادت بخیر !

نوع مطلب :اجتماعی ،

چه زود گذشت . چه زود این پستم یک ساله شد.
یکسال پیش ( از نوع سال قمری البته ) این مطلب رو پست کردم و حالا بازی همان حکایت در حال تکرار است. بنا بر
گزارش سایتهای خبری بازهم صدای استاد شجریان ممنوع شده است و بازهم ما از شنیدن صدای استاد محرومیم
بد ندیدم که آن پست را بازهم ارسال نمایم

ماه رمضان ماه مهمی در زندگی ما ایرانی هاست. چه روزه بگیریم و چه روزه نگیریم این ماه در زندگی ما تاثیر خاص و بسزایی دارد. بی شک می توان گفت کسی نیست در این سرزمین که از آمدن ماه رمضان خبر نداشته باشد.
از تعطیلی نصفه و نیمه رستوران ها و مراکز غذایی تا شلوغ شدن خیابان ها در دقایق منتهی به اذان مغرب و از ساخت و پخش سریال های مناسبتی از صدا و سیما تا ادعیه این ماه که هر روز در تمامی روزنامه ها منتشر می شود می توان بوی ماه رمضان را حس کرد.

اما لحظات ما قبل افطار امسال یه جورایی مثل همیشه نیست. اون حسی که باید در انسان روزه دار ایجاد کند را نمی تواند به وجود بیارود. البته این بر می گردد به مساله ساده ایی به نام عدم پخش دعای ربنای استاد شجریان!
حس و حال و هوای نوستالوژیکی که این صدا و ملودی برای ما ایرانیان دارد بدون شک غیر قابل توصیف است. بیشتر ما ایرانیان وقتی این دعا را با صدای استاد می شنویم ناخداگاه به یاد ماه رمضان و سفره افطار میافتیم!

اما امسال متاسفانه رسانه به اصطلاح ملی و در واقع میلی ما به علت مخالفت با شخص استاد ما را از شنیدن این صدای گرم و دلنشین محروم کرده است! رسانه ایی که به واقع باید حامی ملتش باشد و باید حتی اگر شخص استاد هم درخواست عدم پخش ربنای خویش را داشت با وی مذاکره می کرد تا میلیون ها روزه دار را راضی و خشنود نگاه دارد در حالی که بارها استاد تاکید کرده است که این دعا برای ملت خوانده شده است و ربطی به مناقشه و دعوایش با صدا و سیما ندارد این صدا را از ملت می گیرد تا صدای خس و خاشاک به گوش ملت خص و خاشاک نرسد!

شاید هیچ وقت فکر نمی کردیم روزی برای شنیدن صدای شجریان که سبکش دلخواه خیلی از بچه های نسل ما نیست باید روی به اینترنت و دانلود ربنایش بیاوریم تا شاید بتوانیم با گوش دادن آن، حس و حال لحظات ملکوتی اذان مغرب های سنوات گذشته را زنده کنیم!


برای دانلود ربنای استاد شجریان کلیک کنید

کلمات کلیدی این دست نوشته: ربنای شجریان ، دانلود ربنا ، دانلود ربنا شجریان ، ربنا استاد شجریان ، ربنا ، استاد شجریان ،

دست نوشته های مرتبط: مطلب اولیه ،


Share/Save/Bookmark
یکشنبه 14 تیر 1388

شجریان وطن فروش!

نوع مطلب :سیاسی ،

نظرتون در مورد شجریان چیه؟ نمیدونم شاید نسل من نتونه موسقیش رو درک کنه. گرچه تو همین نسل هم میشناسم کسایی رو که عاشقانه موسقیش رو دوست دارند و همیشه تشنه آلبوم ها و کنسرت های جدیدش هستند.
استاد! لقبیه که هوادارانش به او داده اند و او را یکی از مشاهیر موسیقی فارسی می نامند. شاید برای من او هیچ محبوبیت و مقبولیتی نداشته باشه ولی همیشه به او و هوادارانش احترام گذاشتم چون برای سبکی که دوست داشته زحمت های بسیاری کشیده. تا جایی که در سال ۱۳۷۸ موفق به دریافت جایزه پیکاسو و دیپلم افتخار از طرف سازمان یونسکو در پاریس شد. (این جایزه هر پنج سال به هنرمندی که برای شناساندن فرهنگ و هنر کشورش می‌کوشد اهدا می‌شود.)
انتخابات بهانه ایی شد تا استاد مردمی بودن خودش رو ثابت کنه و در نامه ایی در همان روزهای اولیه اعلام برائت خود را از جریان حاکم در صدا وسیما اعلام کند. وی در این نامه مه خطاب به ریاست سازمان صدا و سیما نوشته بود خواستار توقف پخش آثار های خود از صدا و سیما شده بود.
اما این تازه شروع کار بود او در مصاحبه ایی که با شبکه تلویزیونی بی.بی.سی فارسی داشت نیز ضمن اعلام مواضع قبلی اضهار داشت: "در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود."
اما دلیل اصلی که من را وادار به نوشتن این متن کرد مواضع شجاعانه استاد نبود و نیست بلکه مواضع روزنامه کیهان است که وی را مهره استعمار نامیده!
بله! استاد آواز ایران هم یک برانداز و خواهان اغتشاش محسوب می شود. داستان موقعی جالب تر میشه که روزنامه کیهان مدعی میشود چند تن از استادان برجسته آواز و موسیقی این مرز و بوم که نمی خواهند نامشان فاش شود! با ما تماس گرفتند و اعلام کرده اند خبرنگاران رسانه های معاند و همچنین خبرنگاران جبهه اصلاحات( که لابد آنها هم معاندند!) خواهان موضع گیری ما شده اند. ولی ما وطن خود را نفروختیم!
بله! حمایت از مردم میشود وطن فروشی و حمایت از دولت میشود وطن دوستی(گرچه در صحت ادعای روزنامه کیهان تردید جدی وجود دارد)
براستی کی احترام به نظر مخالف در جامعه ما و مهمتر از اون در روزنامه های دولتی ما حاکم میشود؟ آیا هرکه با ما مخالفت کرد وطن فروش و معاند است؟

امروز در روزنامه اعتماد ملی مطلبی را به طنز خواندم که بسیار جالب بود. "بزودی از طرف ایران جایزه نوبل «دیده‌بان حقوق دولت‌ها» طراحی و به سران کشورهای کوبا، سوریه، ونزوئلا و دیگر دوستان اهدا می‌شود."

چه زود این طنز به واقعیت تبدیل شده. کم کم داریم از حقوق بشر فاصله میگیریم و به به حقوق دولت ها نزدیک می شویم


در ادامه مقاله روزنامه کیهان با عنوان ما مثل او وطن فروش نیسیتم را می خوانیم

کلمات کلیدی این دست نوشته: استاد شجریان ، کیهان ،


Share/Save/Bookmark