نزدیکترین حالت انسان به کفر، آن است که لغزش و خطای برادر دینی خود را به یاد بسپارد، تا روزی او را بدین وسیله سرزنش و محکوم کندچند روزی است درخواست علی کریمی برای نوشیدن آب در تمرینات تیم استیل آذین که بدون حضور تماشاگران برگزار میشود به حاشیه جدید و البته جدی فوتبال ما بدل شده است. بطوری که این بازیکن نامی و ارزشمند که از سرمایه های ملی این مرز و بوم به حساب می آید از تیمش با بدترین نوع برخود کنار گذاشته می شود و صدا و سیمایی که نام ملی را با خود به یدک میکشد چنان به این بازیکن حمله میکند و چنان علیه این بازیکن گزارش پخش میکند که گویی وی قتلی را انجام داده است یا کاری بر خلاف عرف جامعه ورزشی کرده است!
علی کریمی بازیکن محبوبی است و این محبوبیت فقط منحصر به هواداران بیشمار پرسپولیس نمیشود. این را نه فقط از نوع برخورد هوادارن فوتبال با وی بلکه پس از همین اتفاق رخ داده نیز میتوان درک کرد.
کریمی شاید عصیانگر باشد اما بدون شک بی اخلاق نیست . شاید کم حوصله باشد اما بدون شک اهل توهین نیست. کریمی در این فوتبالی که پر شده است از ریا و فساد و بی اخلاقی حاضر نیست سکوت کند و از معضلاتی که گریبانگیر فوتبال است سخن نگوید. حاضر نیست از مشکلات اردوی تیم ملی نگوید. او حاضر نیست بله قربان گوی کسی باشد و شاید به همین دلیل است که پرسپولیسی و استقلالی، سپاهانی و ابومسلمی و .. دوستش دارند. او نه فقط به واسطه تکنیک نابش بلکه بخاطر جسارت بی نظیرش است که محبوب است
محبوبیتی که شاید خیلی ها در حسرت آن باشند و شاید همین محبوبیت بیش از اندازه هست که او را در چنین وضعیتی قرار میدهد.
در طی روز های گذشته حملات بی سابقه ای از جانب بعضی از رسانه ها به کریمی شده است تا شاید بتوانند به خیال خام خود او را از ذهن هواداران محو کنند اما افسوس که نمیدانند با ظاهر دفاع از دین چه ضربه ای را به دین وارد میکنند
کسانی که ادعای درگیری همیشگی کریمی با مربیانش را دارند از یاد برده اند
که علی سالها در کشور های خارجی توپ زده است و در این سالها حتی یکبار هم
با مسئولان و مربیان این تیم ها به مشکل نخورده است! اما در ایران به دلیل
سو مدیریت موجود چنان حاشیه هایی برای این بازیکن بوجود آمده است که بارها
به موضوع اول رسانه های کشور تبدیل شده است.
براستی از یاد برده ایم که در سال 1998 و در مسابقه حذفی بین آرژانتین و
انگلستان , دیوید بكهام ستاره تیم ملی انگلستان با خطای بچه گانه روی
بازیكن آرژانتین اخراج می شود و انگلستان با ده نفر بازی را ادامه می دهد
و سر انجام بازی را می بازد و حذف می شود و انگلستان بر علیه بكهام قیام
می كند اما درایت مدیری چون فرگوسن باعث می شود كه او حفظ شود و با منچستر
قهرمان اروپا در سال 1999 شده و سپس در سال 2002 بعنوان كاپیتان تیم ملی
انگلستان برای این تیم افتخارآفرینی كند و در سال 2006 با گل او انگلستان
به جام جهانی صعود كند
آیا در این سالها هیچکدام از مدیران و مسئولان ما سعی کردند کمی این
بازیکن را مدیریت کنند یا فقط از مدیریت برخورد سلبی را آموخته اند؟
و در آخر صحبتی دارم با آقای آجرلو مدیریت باشگاه استیل آذین
آقای آجرلو!
آیا براستی اگر حتی کریمی قصد روزه خواری آنهم در ملا عام را داشته است
باید چنان به او بتازیم و چنان این خبر را بزرگ کنیم که دیگر آبرویی برای
این بازیکن نماند؟
آقای آجرلو
آیا براستی این است رسم مسلمانی؟ آیا ما حق داریم برای نهی از منکر و
جلوگیری از انجام گناه خود گناه بزرگتری را انجام دهیم؟ آیا نمیشد این
مساله را به طرز بهتر و خدا پسندانه تری حل کنیم؟
کلمات کلیدی این دست نوشته:
علی کریمی ،
تبلیغات