تبلیغات
دست نوشته های رسول مجیدی
چهارشنبه 16 تیر 1389

راه شش سیگما - بخش اول

نوع مطلب :مقالات ،

یکی از پروژه های طاقت فرسایی که این ترم برداشتم را برای استفاده دیگر دانشجویان رشته مدیریت روی وبم قرار میدم
به امید اینکه این مطلب برای کسانی که بدنبال آشنایی با راه شش سیگما هستند مفید باشد


راه 6 سیگما چیست؟

6 سیگما یک متد بسیار فنی است که به منظور هماهنگ سازی محصولات و فرایندها توسط مهندسین و متخصین آمار به کار گرفته می شود.

6 سیگما هدفی نزدیک به کمال در برآورده کردن نیازمندی های مشتریان است.

6 سیگما همان تغییر فرهنگ است.

تعاریف بالا همگی درمورد 6 سیگا درست اما ناقض هستند زیرا شش سیگما سیستم جامعی است که در برگیرنده تمامی تعاریف بالاست.

شش سیگما: یک سیستم جامع و انعطاف پذیر برای دستیابی، حفظ و حداکثر نمودن موفقیت کسب و کاری

 

منافع شش سیگما :

کاهش هزینه

کاهش بهره وری

رشد سهم بازار

حفظ مشتری

کاهش زمان دوره

کاهش خطا و نقص

تغییر فرهنگ

توسعه محصول / خدمات

 

در واقع شش سیگما تولد دوباره جنبش کیفیت TQM است و بسیار آنرا همان TQM می دانند که گسترده شده است.

 

حقایق پنهان شش سیگما :

1 – گستردگی : حجم عظیمی از فعالیت های سازمان را در بر میگیرد.

2- عدم استفاده از یک نسخه برای تمامی کسب و کار ها.

3- هم در فعالیت های تولیدی و هم در فعالیت های خدماتی کارایی دارد.

4- هم به مزیت ها و برتری های فنی می پردازد و هم به مزیت ها و برتری های افراد ( یعنی در این سیستم به افراد دارای خلاقیت ، فداکار و ایثارگر و ...  توجه خاصی می شود.)

5- ایجاد شود و حرارت در بین مدیران و کارگران که به ارزشش به مراتب بیشتر از بهره های مالی است.

 

مهمترین چالش مدیران شرکت ها در هزاره جدید این نیست که چگونه موفق شویم بلکه این است که چگونه موفق بمانیم و همانظور که گفته شد شش سیگما یک ایده وابسته به یک استراتژی خاص نمی باشد و یک سیستم انعطاف پذیر است که هم به آمار و ارقام مربوط است و هم به شور و اشتیاق مدیران و کارکنان؛ و شاید به خاطر همین است که مدیران موتورلا از اولین کسانی بودند که برای نجات شرکت خود روی به شش سیگما آوردند.

درحقیقت جورج فیشر مدیر قسمت مخابرات موتورلا که بعد ها مدیر عامل کوداک شد اولین کسی بود که شش سیگما را بوجود آورد و چیزی که پس از بکارگیری شش سیگما در موتورلا برای شرکت بوجود آمد این بود : روشی ساده و سازگار برای ردیابی و مقایسه عملکرد با نیاز های مشتری ( سیستم اندازه گیری سیگما ) و هدفی جاه طلبانه مبنی بر دستیابی به کیفیت عالی و بدون نقص ( هدف شش سیگما )

 

سه استراتژی شش سیگما :

مدیریت فرآیند

 بهبود بخشی فرآیند

 طراحی مجدد فرآیند ها

6 تم ( موضوع ) در شش سیگما

 

تم اول، تمرکز راستین بر مشتری : در شش سیگما تمرکز بر مشتری اولیت اصلی است. برای مثال اندازه گیری های مربوط به عملکرد شش سیگما  از مشتری آغاز می شود.

 

تم دوم، مدیریت مبتنی بر داده و حقایق : شاید جالب باشد که بدانید هنوز بسیاری از تصمیمات کسب و کاری بر اساس عقاید و فرضیات افراد گرفته می شود و نه بر اساس آمار واقعی و حقایق. اما در شش سیگا تلاش می شود تا تمام تصمیمات بر اساس آمار و حقیقت باشند.

 

تم سوم، تمرکز بر فرآیند، مدیریت و بهبود : شش سیگما فرآیند ها را کلید موفقیت می داند.

تم چهارم، مدیریت فعال : شش سیگما ابزار و مقدماتی را بوجود می آورد که عادات غیر فعال ( آن دسته از عملکردها و اقدامات کسب و کاری که معمولا از آنها غفلت می شود ) را به یک شیوه پویا، پاسخگو و فعال مدیریت جایگزین می کند.

 

تم پنجم، همکاری بی حد و مرز : شش سیگما فرصت همکاری را افزایش می دهد و فضایی را ایجاد می کند تا همه کارکنان بدانند با همکاری هم می توانند شرکت را به موفقیت برسانند.

 

تم ششم، انگیزه دستیابی به کمال؛ صبر و شکیبایی در مقابل خطاها : همواره باید بدانیم که برای رسیدن به کمال باید خطر ریسک کردن را به جان بخریم.

 

 

شش سیگما چیست؟ سیگما در واقع همان α آمار است که به معنای واریانس یا انحراف استاندارد است. هدف شش سیگما آن است که این انحراف آنقدر کوچک شود که نتایج (کیفیت) به عدد مطلوب 99.9997 در صد برسد! ( همانطور که می دانید رسیدن به کیفیت 100 در صد ممکن نیست )

کیفیت 99%  در مقابل شش سیگما

اغلب افراد گمان می کنند که اگر به چرخه تولیدی با کیفیت 99 در صد برسند به حد مطلوب و آرمانی رسیده اند حال اگر کمی در این مساله تامل کنیم پی خواهیم برد که این گمان بسیار غلط و گمراه کننده است. به مثال زیر توجه کنید :

اگر شرکت پست در ماه 300 هزار نامه را تحویل دهد و فقط یک درصد نامه ها را اشتباه تحویل دهد ( یعنی همان کیفیت 99 در صد ) حداقل 3000 نامه را اشتباه تحویل داده است که این امر به هیچ عنوان نمی تواند نشان از کیفیت خوب خدمات رسانی شرکت پست باشد. حال شش سیگما در مقابل این استاندارد کیفیت استاندارد خویش که همان 99.9997 است را پیشنهاد می کند که اگر شرکت پست به این استاندارد برسد می تواند ادعای کیفیت خوب در خدمت رسانی را داشته باشد زیرا با استاندارد 6 سیگما شرکت پست فقط امکان دارد 1 نامه را اشتباه تحویل بدهد.

 

سیستم حلقه بسته یا سیستم Xها و Yها: در شش سیگما کاری که باید روی سیستم حلقه بسته انجام شود این است :

تشخیص این که کدام Xها یا متغیر ها در فرآیند کسب و کاری و ورودی ها بیشترین تاثیر را بر Yها یا نتایج از خود باقی می گذارند.

استفاده از تغییرات کلی فرآیند (Yها وسایر عوامل خارجی) برای تطبیق کسب و کار و حفظ آن در یک مسیر منفعا آمیز و پر سود.

در مجموعه لغات شش سیگما، لرزش یا ناسازگاری های یکی سیستم کسب و کاری ( واریانسی 1) نامیده می شوند و انواعی از واریانس های بد که باعث تاثیرات منفی بر مشتری ها می شوند را ( نقص 2 ) می نامیم.

مدل بهبود شش سیگمایی DMAIC  : از آغاز جنبش کیفیت تا کنون مدل های بهبود بسیار زیادی به کار گرفته شده اند که اغلبا برا اساس گام های دمینگ یعنی طرح، اجرا، کنترل و عمل یا همان PDCA (Plan, Do, Chek, Act) بوده است اما شش سیگما مفهموم جدیدی به نام  DMAIC (Define, Measure, Analyze, Improve, Control) را جایگزین سیستم مذکور کرده است.

DMAIC شامل 5 فاز تعریف، اندازه گیری، تحلیل، بهبود و کنترل می باشد که هم در بهبود فرآیند و هم در طراحی مجدد فرآیند ها مورد استفاده قرار می گیرد

 

شش سیگما و اشکالات TQM

TQM یکپارچگی نداشت اما شش سیگما با اتصال نتایح و پیامد های فردی و کسب و کاری بهم توانشته تا حدودی به این مشکل چیره شود.

TQM اغلب باعث بی تفاوتی و بی علاقگی رهبر سازمان میشد اما شش سیگما بر پیشگامی و طلایه دار بودن رهبری تاکید می کند.

TQM هدف مشخصی نداشت اما شش سیگما یک هدف جاه طلبانه و مشخص دارد.

TQM بر بنیاد گرایی رفتاری و تعصب فنی تاکید داشت حال آنکه شش سیگما بر انعطاف پذیری و استفاده از روش های مختلف تاکید می کند.

TQM آموزش نا موثری را اعمال می کرد حال آنکه شش سیگما بر آموزش موثر تاکید دارد.

TQM فقط بر کیفیت محصول تا کید داشت اما شش سیگما به تمام فرآیند های کسب و کاری توجه دارد.


ادامه در لینک زیر

http://rasoul.ir/post/54


کلمات کلیدی این دست نوشته: راه شش سیگما ، شش سیگما ، روش شش سیگما ، مقاله شش سیگما ،


Share/Save/Bookmark