بازی ضعیف چند هفته گذشته پرسپولیس آنقدر ادامه داشت تا پرسپولیس برای اولین بار در تاریخ پرافتخارش 5 شکست پشت سر هم را در کارنامه این فصلش ثبت کند.
پنج شکستی که بدون شک باعث تغییر تحولاتی در روند آینده این تیم خواهد شد و بنظر میرسد این تغییر و تحوالت با استعفای علی دایی وارد فاز جدیدی شده است. اما براستی چرا پرسپولیس که در مقطعی از فصل امیدوار کننده نشان داد به این وضعیت دچار شد؟
چه بر سر تیم دایی آمد که دیگر حتی پنالتی های گرفته نشده برای این تیم هم سبب نمیشود تا فریاد دادخواهی تماشاگران پرسپولیس بلند شود و همه متفق القول مشکل تیم را در درون خود تیم جستجو میکنند.
داوری و حاشیه هایش
بدون شک مشکلات داوری در این فصل حادتر از هر فصل دیگری بود (و هست). اما با حضور علی دایی در برنامه 90 و دعوای حقوقی او با مسئولان فدارسیون بر سر مبلغ قراردادش در زمان سرمربی گری تیم ملی، این اشتباهات وارد مرحله جدیدی شد و یا شاید سوء ظن ها را تشدید کرد. زیرا بنظر میرسید پس از اینکه دایی اعلام کرد دعوای خود را به مجامع بین المللی میبرد تا حق خود را بگیرد روند داوری ها به طرز مشکوکی بر علیه پرسپولیس شد و صراحتا و بدون تردید در بعضی از دیدارها این تیم داوری بود که یک تنه نتیجه بازی های پرسپولیس را رقم میزد
اما آیا مشکل پرسپولیس فقط مشکلات داوری بود؟؟
مدیریت کاشانی
"حاج حبیب کاشانی" این اسمی است که لیدرهای طرفدار او در اکثر اوقات به او اطلاق میکنند. کاشانی بدون شک بدلیل قهرمان کردن پرسپولیس در سال 1387 یکی از مدیران محبوب پرسپولیس است. البته برای لیدران نون به نرخ روز خور و طرفداران خردسال پرسپولیس که شاید هیچوقت شکوه پرسپولیس در دهه های گذشته را ندیده اند و حبیب کاشانی را یک ابرمرد و قهرمان واقعی میدانند. مردی که توانست با آوردن قطبی و حمایت مطلبوش از او تیم پرسپولیس را قهرمان هفتمین فصل لیگ برتر ایران کند
اما واقعیت این است که نتایج پرسپولیس در دو فصل گذشته نشان میدهد که کاشانی یک قهرمان پوشالی است و توان مدیریتی اش بیشتر از آنکه به مسائل فوتبال ربط داشته باشد به مسائل خارج از فوتبال ربط دارد. شاید تنها حسن حاج حبیب برای پرسپولیس، وصل بودن اون به مقامات ارشد دولت نهم و دهم است که باعث شده است بودجه خوبی در اختیار تیم قرار گیرد. گرچه به هیچ عنوان این تیم از این بودجه خوب استفاده نکرده است و تیمی پر از اشکالات را گرد هم آورده است.
سوال مهم در باره کاشانی به رابطه او و لیدرهای باشگاه بر میگردد. براستی چگونه است که تماشاگر بی طاقت ایرانی هفته هاست تیمش به فجیع ترین شکل ممکن میبازد و نه تنها بر ضد کادر مدیریتی و فنی پرسپولیس شعاری نمیدهد بلکه حتی گاهی تماشاگران به مدح و ثنای آقای کاشانی و دایی نیز میپردازند!؟
بازیکن های پرسپولیس
براستی شاید هیچ یک از هواداران قدیمی پرسپولیس روزی فکرش را هم نمیکردند که بازیکنانی همچون نوروزی، بادامکی و ... بازیکن ثابت آنها شود! و بدتر از آن بازیکن بی اخلاقی همچون شیث کاپیتان آنها شود.
بله پرسپولیس به راستی از نظر بازیکن تیم خالی ای است. و این مشکل شاید بیش از همه به علی دایی ربط داشته باشد که با بیشتر بزرگان پرسپولیس لج کرد و آنها را به پرسپولیس فرا نخواند و در وهله دوم مشکل به مدیریت کاشانی بر میگردد که همان چند بازیکن مورد لطف علی دایی همچون خلعتبری و میداوودی را نتوانست جذب این تیم کند
دایی و تاکتیک هایش
بنظر میرسد تاکتیک های دایی هفته هاست دیگر توان جلو بردن تیم را ندارد. دیگر این تیم(پرسپولیس) توان بردن در نیمه دوم یا نیمه مربیان را ندارد. دیگر از سرخ پوشان پایتخت حرکت های تاکتیکی خاصی که تیم حریف را زمین گیر خود کند نمیبینیم.
دایی حالا باید پیش از گذشته منتظر انتقادهای مخالفانش باشد. مخالفانی که حتی در صورت برد پرسپولیس به او می تاختند حال مجال خوبی برای به اثبات رساندن حرف هایشان دارند. حرف هایی که شاید پر بیراه هم نبوده است.
دایی نه توانست مشکلات حاشیه پرسپولیس را حل کند و نه هفته هاست توانسته است تغییری تاکتیکی در این تیم بوجود بیاورد
دایی حالا رکورد بدی را از خود به جای گذاشته است. 5 شکست متوالی امری بی سابقه در تاریخ این باشگاه است که به این زودی ها از ذهن هوادارن پرسپولیس پاک نخواهد شد.
شاید تصمیم دایی مبنی بر استعفایش یکی از بهترین تصمیم های عمر ورزشی اش بود. البته به شرطی که این تصمیم یک ژست مظلومانه نباشد...
کلمات کلیدی این دست نوشته:
دایی ،
پرسپولیس ،
حبیب کاشانی ،
آیا قیمت برق باید افزایش یابد؟
فارغ از بحث هایی که پیرامون این طرح مطرح میشود و بدور از انتقادات کارشناسانی که باور دارند اجرای این قانون برای اقتصاد مریض ما زود هنگام است و این بیمار را به مرز جان دادن میبرد باید پذیرفت که خوب یا بد این قانون قرار است اجرا شود. قانونی که با زندگی تک تک شهرواندان ایرانی پیوند دارد و بر کیفیت زندگی هر ایرانی تاثیر میگذارد.
یکی از مهمترین تحولاتی که قرار است پس از به اجرا در آمدن این قانون در کشور رخ دهد تغییر قیمت برق است. تحولی که بی شک اثر گذاری شگرفی در زندگی مردم دارد. این تغییر قیمت به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم بر زندگی مردم ایران تاثیر می گذارد زیرا خانوارها علاوه بر متحمل شدن افزایش مبلغ برق مصرفیشان باید فشار تغییر قیمت کالاهایی که در تولیدشان انرژی الکتریسیته نقش اساسی را دارد نیز تحمل کنند.
اما براستی افزایش قیمت برق لازم است؟ و آیا این افزایش موجب کاهش مصرف و بهبود الگوی مصرف خانوارها میشود؟
پاسخ نگارنده به این سوال روشن است : خیر!
متاسفانه ارائه آمار و اطلاعات در زمینه مصرف انرژی در ایران بسیار محدود است. و دولت همواره یکی از دلایل حتمی مصرف بالای! الکتریسیته در ایران را قیمت بسیار پایین نرخ انرژی(بدلیل یارانه های دولت) میداند.
اما آیا براستی مصرف برق خانوار ها در ایران بالا است؟ بنظر میرسد اینگونه نیست. برای نمونه به آمار زیر نگاهی بیندازید :

همانطور که در جدول آماری بالا مشاهده میشود مصرف سرانه بخش خانگی در ایران بسیار کمتر از کشورهایی همچون آمریکا، فرانسه و آلمان دارد و اندکی بالاتر از کشور های در حال توسعه ترکیه و برزیل است.
پس این حرف که مصرف برق در ایران سرسام آور است سخن گذافی بیش نیست اما این حرف که مصرف برق در ایران در مقایسه با کشورهای در حال توسعه بالاست میتواند سخنی منطقی و بدور از احساسات باشد.
اما آیا این مصرف بالا ناشی از الگوی مصرف غلط ایرانیان است؟ پاسخ به این سوال اگر از روی آمار و اعداد و ارقام باشد شاید مثبت باشد اما اگر نگاهی به کیفیت زندگی ایرانیان و استفاده اغلب مردم ایران زمین از محصولات برقی درجه چندم خارجی و یا محصولات بنجل داخلی باشد میتواند منفی باشد زیرا قشر متوسط و زیر متوسط ایران که بخش عمده جامعه آماری خانوارها را تشکیل میدهند از وسایلی استفاده میکنند که به اصطلاح عامیانه برق زیادی میسوزانند و راندمان پایینی دارند و به همین علت است که مصرف سرانه بعضی از خانوارها با وجود صرفه جویی زیاد همجنان بالا است. زیرا اغلب خانوارها توان مالی عوض کردن یخچال ، فریزر، تلویزیون و دیگر اقلام پرمصرف برقی قدیمی اشان را ندارند و این مساله باعث مصرف زیاد آنها از انرژی الکتریسیته میشود.
پس باید اذعان داشت مصرف برق حتا پس از هدفمندسازی یارانه ها هم تغییر آنچانی ای نخواهد کرد و این افزایش فقط منجر به افزایش هزینه های خانواده های ایرانی اغلب کم در آمد میشود
براستی چاره کار چیست؟ آیا باید بدلیل وضعیت بد معیشتی در ایران دولت تا سالها نفت، این سرمایه ملی را بفروشد و به عنوان سوبسید در بخش های مختلف کشور هزینه نماید؟
بنظر نگارنده چاره کار حداقل در صنعت برق تغییر زیرساخت های تولید برق، بهبود زیرساخت های توزیع برق و در آخر بوجود آوردن رونق اقتصادی در سطح کل کشور که منجر به افزایش کیفیت ملموس زندگی مردم شود؛ است.
و مادامی که این تغییرات بوجود نیاید افزایش قیمت برق تنها به تورم مینجامد.
اما چرا باید زیرساخت های تولید برق تغییر کند؟ جواب این سوال در قیمت تمام شده نفت در ایران نهفته است.
هم اکنون قیمت واقعی و بدون یارانه ای برق در ایران برای هر کیلووات 832 ریال است. و این در حالی است که بخش اعظم تولید برق بر روی نیروگاه های گازی است و این یعنی سوبسید دو مرحله ای دولت به صنعت برق ( مرحله اول، سوبسید به نیروگاه های گاز برای خرید بسیار ارزان گاز و مرحله دوم، سوبسید به مردم برای خرید بسیار ارزان برق )
کارشناسان اعتقاد دارند در صورت آزادسازی نرخ گاز قیمت واقعی برق در ایران بالغ بر 1300 ریال میشود و این در حالی است که نرخ هرکیلووات ساعت برق در بخش خانگی 165 ریال ، در بخش صنعت 206 ریال ، در بخش کشاورز ی 21 ریال ، در بخش خدمات 77 ریال و در بخش تجاری 500 ریال محاسبه می شود !
در نگاه اول هیچ کارشناسی نمیتواند از این یارانه عظیم دولت دفاع کند و هر کارشناس منصفی افزایش نرخ برق را امری اجتناب ناپذیر میداند. حرفی که کاملا درست است اما آیا قیمت تولید شده برق در ایران بالا نیست؟
آیا در مقایسه با کشورهای دیگر راندمان نیروگاه های ما با پایین نیست؟
پاسخ به این سوالها مشخص میسازد که قسمتی از هزینه بالای برق در ایران ناشی از سیستم تولید برق در ایران است که امید است در سالهای آینده گام های مهمی در جهت بهبود آن از سوی دولت برداشته شود.
چرا باید زیرساخت های توزیع برق بهبود یابد؟
متاسفانه صنعت برق ایران با مشکلی بزرگتر از سیستم تولید مواجه است و آن نبود سیستم مناسب توزیع است.
کابل ها و دکل های فرسوده باعث اتلاف حجم گسترده ای از برق در سیستم توزیع میشود . اتلافی که باعث بالارفتن نرخ تمام شده برق میشود. برای نمونه به جدول زیر نگاهی بیندازید :

پس برای رسید به نرخی مناسب باید سیستم توزیع برق کشور نونوار و پیشرفته شود تا اتلاف کمتری در سیستم را شاهد باشیم
و چرا رونق اقتصادی و افزایش کیفیت زندگی؟ به دو دلیل :
1- رونق اقتصادی باعث افزایش درآمد خانوارها میشود و این افزایش درآمد باعث بهبود کیفیت زندگی میشود. یعنی خانوار ایرانی را قادر میسازد تا اقلام پرمصرف برقی خود را با اقلام به تر، جدید تر و کم مصرف تر جایگزین کند و این یعنی مصرف برق کمتر !
2- رونق اقصادی و به موازات آن افزایش درآمدها باعث میشود تا خانواده ایرانی با توان به تری با معضل بالارفتن نرخ برق برخورد کند و فشار کمتری را تحمل نماید.
باید به این نکته توجه داشت که کشوری همچون آمریکا که قیمت برق آن بطور متوسط 113 تومان برای هر کیلووات است ( قیمت همراه با سود برق و نه قیمت تمام شده برق که از این مبلغ پایین تر است ) درآمد سرانه ای در حدود 45 هزار دلار دارد و این در حالی است که در ایران قیمت واقعی برق 130 تومان (بدون محاسبه سود) است با در آمد سرانه بالغ بر 10 هزار دلار! (آمار ها از اداره اطلاعان انرژی آمریکا) و این یعنی همان حرف عامیانه ای که اکثر مردم میزندند : " در آمد ما به ریال است و هزینه هایمان هم باید به ریال باشد و نه نرخ های جهانی که در آن مردم به دلار درآمد دارند "
پس در نتیجه رونق اقتصادی و به دنبال آن افزایش دستمزد ها یکی از راهکارهای لازم قبل از آزاد شدن نرخ برق میباشد
نتیجه :
اقدام دولت در جهت آزاد سازی نرخ برق اقدامی بسیار منطقی و تایید شده است و هیچ عقل سلیمی بر غیر واقعی بودن قیمت برق صحه نمیگذارد اما آیا برای اصلاح فاصله بین قیمت واقعی و قیمت پرداختی مصرف کننده باید ابتدا از مصرف کننده شروع کرد و یا به تر است ابتدا به سراغ زیرساخت های اقتصاد کشور و صنعت برق برویم تا فشار کمتری به خانوارهای ایرانی وارد شود؟
کلمات کلیدی این دست نوشته:
هدفمندسازی ،
یارانه ،
تحول اقتصادی ،
قیمت واقعی برق ،
با پایان یافتن دور مقدماتی جام ملتهای آسیا و بازگشت مسعود مرادی – نماینده داوری ایران – و یا به عبارتی دیگر اخراج محترمانه ایشان از جام برگ فصلی دیگر بر كتاب قطور ناكامی های مسعود مرادی افزوده شد تا همچنان علاقه مندان به داوری در ایران حضور یك داور ایرانی در جمع بهترین های آسیا را به فراموشی بسپارند.و ما روزهایی را به یاد می آوریم كه مسعود مرادی هرگز نخواست اشتباهات فاحش داوری اش را در لیگ برتر ایران بپذیرد و هرگاه با بهانه هایی واهی سعی كرد بر اشتباهات اظهر من الشمسش سرپوش بگذارد.
متاسفانه آقای مرادی مانند كبك سرش را زیر برف كرد و هیچگاه نپذیرفت كه مردم خود بهترین قاضی هستند. او حتی كارشناسان داوری را افرادی ناآگاه خواند كه چهل سال از داوری جهان عقب هستند . در حالی كه همان عقب ماندگان بارها و بارها اشتباهات او را گوشزد كردند اما جناب قاضی القضات هر بار اشتباهات مسلم داوری خود را شیوه نوین داوری خواند و هیچگاه قبول نكرد كه او هم اشتباه می كند. تا اینكه...
تا این كه جام ملت های آسیا از راه رسید و آقای مسعود مرادی با كوله باری از تجربه چندین ساله راهی این مسابقات شد.
...
بهترین داور ایران بعد دو قضاوت در جام ملت های آسیا به ایران بازگردانده شد، چون با قضاوت بسیار ضعیف خود در بازی قطر با امارات مسئولان كمیته داوران آسیا را به كلی از خود نا امید كرد.
جناب آقای مرادی به راستی این بود آن قضاوت نوینی كه از آن دم می زدید؟ شاید كمیته داوران آسیا نیز چهل ، پنجاه، یا شاید هم یك قرن از داوری نوین جهان عقب هستند.
هر كس كه باد بكارد طوفان درو می كند . آقای مرادی این نتیجه عدم پذیرش اشتباهاتتان در مسابقات لیگ برتر است . شما هیچ وقت نخواستید بپذیرید كه شما هم اشتباه می كنید. ولی متاسفانه هر بار به لطاتیف الحیل سعی بر سرپوش گذاشتن بر قضاوت های ضعیف خود داشتید. شما كار را به جایی رساندید كه اكر بخواهیم از یك قضاوت خوب شما نام ببریم باید به ذهن مان فشار بیاوریم و به آرشیومان مراجعه كنیم. اما قضاوت های ضعیف شما جلوی چشممان رژه می روند و هیچ احتیاجی به فكر كردن نیست. چرا باید اینگونه باشد؟
...
برای خواند ادامه مطلب کلیک کنید
کلمات کلیدی این دست نوشته:
مسعود مرادی ،
همه حاشیه های مسعود مرادی ،
داور دربی ،
پرسپولیس ،
باشگاه استقلال با انتشار عکس زیر مدعی شده است تصمیم کمک داور صحیح بوده است و در متنی شتابزده اعلام کرده است : " از این عكس چه نتیجهای عاید میشود؟

اما دیری نپایید که یک وبلاگ نویس تیزبین دست مسئولان باشگاه استقلال را رو کرد و با زوم عکس مذکور نشان داد که مسئولان استقلال برای تبرئه تیم خود از برد داربی به کمک تیم داوری دست به هر کاری میزنند!
این وبلاگ نویس در وبلاگش نوشت :
چیزی که کاملاً در این عکس مشخصه اینه که دفاع استقلال (امیرآبادی) رو کمی دور تر از دروازه بکشن البته با فتوشاپ! که البته این کار به خوبی انجام شده ولی 2 تا سوتی بدجوری در این عکس تابلوءِ !
1.در عکس زیر و در جای مشخص شده کاملاً معلومه که همراه با امیر آبادی اندکی از خط محوطه شش قدم رو هم همراه با اون از دروازه دور کردند و این خط کاملاً خارج از کادر اصلی محوطه شش قدم مشخصه !
2.اما در عکس دوم کاملاً مشخصه که سایه ی واقعی بازیکن استقلال به خوبی از بین نرفته و فقط آن را Blur کردند که اثرات و بقایای آن کاملاً در عکس مشخصه !

آیا شما حق دارید که در سایتتان به هوادارن پرشمار استقلال دروغ بگویید؟
پی نوشت : این دعوای زرگری در حالی در حال ادامه پیدا کردن است که مرتضی کریمی کمک داور این بازی از هواداران پرسپولیس به دلیل اشباهش عذر خواهی کرده است اما مثل اینکه دوستان استقلالی هنوز هم قصد قبول این واقعه که بردشان در دربی با کمک تیم داوری بدست آمده است را ندارند !
کلمات کلیدی این دست نوشته:
استقلال ،
آفساید دربی ،
نگاهی متفاوت به عملکرد دایی و تیم داوری دربی
پرده اول : علی دایی سرمربی پیشین تیم ملی ایران و سرمربی کنونی تیم پرسپولیس در جدالی سخت بر سر حق و حقوق خود در زمان سرمربی گریش در تیم ملی با مسئولان فدارسیون قرار دارد و جدل آنقدر بالا میگیرد که ادامه آن در یک برنامه زنده تلویزیونی دنبال می شود تا آقای دایی به دفاع از حق و حقوق از دست رفته خود بپردازد.پس از کش و قوس های فراوان و تهدید به شکایات از فدراسیون فوتبال در مجامع بین المللی با فشار مسئولان سیاسی قضیه میخوابد تا در پشت پرده مذاکرات ادامه یابد...
پرده دوم : پرسپولیس هفته هاست که بد نتیجه گرفته است و حال آماده دیداری به نظر آسان با ملوان بندر انزلی در تهران است دیداری که چون قبل از داربی انجام میگیرد برد در آن برای تیم دایی حیاتی است اما تیم پرسپولیس در یک بازی قابل انتقاد نتیجه را به انزلی چی ها واگذار میکند و این در حالی است که خداد افشاریان دو پنالتی مسلم را برای پرسپولیس نگرفته است!
پرده سوم : کمیته داوران فوتبال ایران اسامی داوران دربی 69 را اعلام میکند! بله مسعود مرادی تنها داور مورد خشم هواداران پرسپولیس قضاوت دیدار را بر عهده دارد و با اعلام اسمش فشار روانی زیادی به تیم و هواداران بی گناهش وارد می شود
پرده چهارم : مسعود مرادی داوری که یک قهرمان جام حذفی را به پرسپولیس بدهکار است و حتی حاضر به معذرت خواهی از هواداران بیشمار پرسپولیس هم نیست سوت آغاز مسابقه حساس شهراورد تهران را می زند اما هنوز بازی به دقیقه 10 خود نرسیده است تیم داوریش چنان اشتباهی میکند که دیگر برای پرسپولیسی ها مسلم شود مرادی داور با انصافی نیست.
سوای مردود اعلام کردن گل صحیح نوری ، دو خطای خطرناک مدافع چپ خارجی استقلال به روی فشنگچی بدون دادن کارت زرد پیگیری می شود تا مرادی نشان دهد به هیچ عنوان در حد و اندازه های یک بازی بزرگ نیست
پرده پنجم : حتی اگر بپذریم که روند داوری های چند بازی گذشته پرسپولیس با قصد و دستور فدارسیون و شخص عنایت اینگونه بوده است نمیتوان از اشتباهات دایی که در اول فصل با فدراسیونی ها درگیر شد گذشت! دایی یک دعوای بیهوده را به مصلحت پرسپولیس ترجیح داد و حال این پرسپولیسی ها هستند که باید چوب آنرا با داوری های ضعیف داوران ایرانی بخورند
بعد نوشت : اس ام اس یکی از دوستان درباره این پست :
اخه کجای دنیا به خاطر اینکه یه مربی دنبال حق و حقوقشه داور اجیر میکنن تیمشو کله کنه . مملکته داریم آخه ؟
کلمات کلیدی این دست نوشته:
دایی ،
داربی ،
دربی ،
پرسپولیس ،
تبلیغات